رمان ارباب یا برده

رمان ارباب یا برده
نویسنده: ناشناس بی احساس
خلاصه:
این رمان روایت زندگی دختری به اسم نیلوفر را به تصویر مـی کشـد
دختری که تـو خانواده اشان رسم بر این است که ارباب باشند و
برده های انسانی داشتـه باشند اما نیلوفر علاقه ایی به ارباب
بودن ندارد و دوست دارد که خـود نیز برده باشـد تا اینکه...
_ عزیزان اگر لینکی خراب بود بهم اطلاع بدین
رمان عاشقم شو

رمان عاشقم شو
نویسنده: ناشناس بی احساس
خلاصه:
آنا دختری که زندگی آروم و روتین خودشو داره تا اینکه یه روز اونو میدزدن و مردی با یک ماسک پیشش میاد و بهش دست درازی میکنه آنا فکر میکنه اون عاشقه ولی…
رمان در بند نام

در بند نام جلد یک
مجموعه در بند خون
- نویسنده: Cora Reilly
- مترجم: تیم ترجمه اکو
خلاصه:
آریا اسکودری در یکی از خانوادههای برجستهی مافیایی در شیکاگو به دنیا اومده و پرنسسیه که بهواسطه زیباییش شناخته شده است.
خیلیها ازدواج اجباریش با لوکا ویتیِلو برای برقراری صلح بین دو خاندان بزرگ مافیایی یعنی اوتفیت شیکاگو و فمیلیای نیویورک رو مثل یه موهبت میدونند ولی از نظر خودش سرنوشتش محکوم شده و به نابودی رسیده. لوکا رهبر آیندهی باند مافیایی نیویورکه؛ مردی که به بی رحمی شهرت داره و گردن یکی از نزدیکانش رو با دستهای خالی شکونده.
آریا از ازدواج با همچین هیولایی میترسه. لوکا میتونه به لطف ظاهر زیبا، ثروت و شخصیت کاریزماتیکش یکی از پرطرفدارترین مردهای مجردِ نیویورک باشه. اما آریا میدونه که در پس چشم های فریبنده و خاکستری لوکا و پشت لبخند مغرورانهاش، خون و مرگ در کمین نشسته.
تو دنیای آریا غالبا کسی که ظاهر زیبایی داره، یه هیولا درونش پنهان کرده؛ هیولایی که به سادگی بوسیدنت، تو رو میکشه.
رمان در بند تعهد

در بند تعهد #جلد دوم
مجموعه در بند خون
- نویسنده: Cora Reilly
- مترجم: تیم ترجمه اکو
خلاصه:
همسر دانته کاوالارو چهار سال پیش فوت کرد اما یاد و خاطرهاش هنوز ذهن دانته رو ترک نکرده.
دانته در آستانهی تبدیل شدن به جوانترین رهبر، در طولِ تاریخ مافیای شیکاگو، یا باید دوباره ازدواج کنه
یا ریسک ضعیف ظاهر شدن توی این جایگاه رو بپذیره.
ولنتینا برای ایفای این نقش انتخاب شده.
اونم شوهرش رو از دست داده ولی در واقع اولین ازدواجش همیشه در حد یه نمایش سوری بوده. رمان در بند تعهد
حتی بعد از مرگ شوهرش هم ولنتینا بار رازهای اونو به دوش میکشه، تا از عزت و آبروی یه مرد فوت شده
و خودش محافظت کنه.
به واسطهی ازدواجش با دانته، قصر دروغهاش در معرض ویرانی قرار میگیره.
ولنتینا میترسه که شب عروسی رازش برملا شه، اما وقتی اون شب دانته نادیدهاش میگیره
نگرانیهاش بی مورد از آب درمیان. و خیلی زود ترسش تبدیل به گیجی و خشم میشه.
ولنتینا از مورد بیتوجهی قرار گرفتن و بیاعتنایی خسته است.
اون مصمم شده توجه و تمایل دانته رو به خودش جلب کنه
رمان ماساژور جذاب

رمان ماساژور
نویسنده: ناشناس
پ ن: دوست جونا من خودم فقط چند صفحه این رمان رو خوندم چون داستان برام تکراری و قلم ضعیف بود ولی شاید شما دوست داشته باشید
رمان برایان

رمان برایان
نویسنده: س. ش
پ ن: سلام شما هم مثل من آخرش دلتون برای ساره و برایان تنگ میشه؟ کاشکی وقتی یه اثر از خودمون به جا میذاریم یه فکری هم به حال دل طرفدارامون کنیم؛ چرا نویسنده یه کانال یا پیج نداره؟؟؟؟:(
مرسی س. ش عزیزم لطفا اگر یه روزی این پستو دیدی بدون عاااااشق قلمتم و منتظر یه اثر از شما😍










